تبليغاتX
وبلاگ دانشجويان الکترونيك دانشگاه گيلان

تاریخچه  مختصری از CPU

 

در دهه 1940، cpu با استفاده از لامپ های خلا ساخته می شد . لامپ خلا حجیم و

 مصرف الکتریسیته زیادی داشت . مثلا اولین کامپیوتر دیجیتال با مقیاس یزرگ ، ENIAC ،

 130 هزار وات توان مصرفی همراه با 1500 فوت مربع فضا لازم داشت .

 اختراع ترانزیستورها تمام این موارد را تغییر داد . در دهه 1950 ، ترانزیستورها جایگزین

 لامپ ها در کامپیوتر ها شدند . سپس در 1959 اولین مدار مجتمع(IC) اختراع شد . این اختراع

موجب حرکتی گردید  که بسیاری از مردم آن را انقلاب دوم صنعتی می نامند . در دهه 1960

 استفاده ازIC در ساخت مدارات cpu معمول شد ، تا اینکه در سال 1970 تمام cpu  در یک

تراشه IC  قرار گرفت .اولین CPU  قابل کار در تراشه به وسیله شرکت INTEL  در سال 1971

صورت گرفت .CPU  را ریز پردازنده نام نهادند . اولین ریز پردازنده 4004 دارای گذر گاه  داده 4 بیت بود

  و از 2300 ترانزیستور تشکیل میشد . در آغاز این وسیله برای یک ماشین حساب دستی طراحی

 شده بود ولی به زودی در کنترل کننده های چراغ های ترافیک نیز استفاده شد . پیشرفت در

ساخت IC  در دهه 1970، موجب طراحی ریز پردارزنده هایی با گذر گاه  داده 8 بیتی و گذرگاه

 آدرس 16 بیتی گردید . تا اواخر دهه 1970 ،85/8080 اینتل یکی از پر مصرف ترین ریز پردازنده ها

 بود ، و در هر وسیله ای از اجاقهای ماکرو ویو گرفته تا کامپیوتر های مورد استفاده

  در خانه دیده میشد .در این هنگام کمپانی های  دیگر بسیاری در این رقابت برای ساخت

 ریز پردازندهای سریعتر و بهتر وارد شدند .مهمترین آنها، شرکت موتورولابا ریز پردازنده های

 6800 و68000 بود. کامپیوترهای Macintosh sُApple از ریز پردازنده های 68000 استفاده می کرد .

 

 CISC در مقایسه با RISC

تا اوایل دهه 1980 ، همه CPU ها ، چه تک تراشه ای یا تمام بورد ،فلسفه CISC( کامپیوتر

 همراه با دستور العمل های پیچیده ) را در طراحی به کار می بردند . CISC به CPU هایی گفته

 می شود که در آن صد ها دستورالعمل برای کارهای ممکن طراحی شده اند. طراحی cpu  ها

با تعداد زیادی دستور العمل  نه تنها صد ها هزارترانزیستور را به کار می برد ، بلکه خود طراحی

 را نیز بسیار پیچیده ، وقت گیر و گران می نمود . در اوایل دهه 1980، فلسفه جدید در طراحی CPU  

بنام RISC ( کامپیوتر با مجموعه دستورات کم ) به کار رفت . حامیان RISC  مدعی بودند که هیچ

 کس همه دستورات حک شده در حافظه CPU های نوع CISC  را به کار نمی برد . چرا با کاهش

 دستور العمل ها از صدها به حدود 40، آنها را کاراتر نکنیم ، و تمام ترانزیستورهای باقی مانده را

 برای بالا بردن توان CPU به کار نگیریم. گر چه مفهوم RISC در دهه 1970 در IBM  مطرح شد ، ولی

 اولین ریز پردازنده RISC قابل کار تراشه ای به وسیله گروهی از محققان در دانشگاه کالیفرنیا

 در برکلی و در سال 1980 ساخته شد .

امروزه فلسفه طراحی RISC  از مرز یک آزمایش محدود برای آزماشگاه های تحقیقاتی فراتر

 رفته است . تا اوخر دهه 1980، بسیاری از کمپانی هایی که CPU  های جدید  طراحی می کردند

 ( تک تراشه ای یا تمام برد ) از فلسفه خانواده80x86 ( 8086، 8088، 80286، 80386 ،80486 ،

80586 و... ) و خانواده 680x0(68000 ، 68010 ، 68020، 68030، 68040 ، 68050و ....)

استفاده  میکردند .80x86  بدلیل وجود حجم زیاد تولیدات IBM PC و کامپیوترهای  سازگار با آنها

 تداوم خواهد داشت و Apple Macilntosh  نیز ریزپردازنده های  680x0 را تداوم خواهد بخشید .

 

mdl.

هاتف دستت درد نکنه خیلی عالیه.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 11:29 PM  توسط mdl  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 9:38 AM  توسط mdl  | 

 
شبی از شبها مردی خواب عجیبی دید ، او در عالم رویا دید پا به پای خداوند روی ماسه های ساحل دریا قدم می زند
 
و در همان حال ، در آسمان بالای سرش ، خاطرات دوران زندگی اش به صورت فیلمی
 در حال نمایش است او که محو تماشای زندگیش بود،
 
ناگهان متوجه شد که گاهی فقط جای پای یک نفر روی شن ها دیده می شود و آن هم وقت هائی
 است که او دوران پر درد و رنج زندگی اش را طی میکرده است.
 
بنابراین با ناراحتی به خدا که در کنارش بود ، گفت : پروردگارا ، تو فرموده بودی که
 اگر کسی به تو روی آورد و تو را دوست بدارد در تمام مسیر زندگی ، کنارش خواهی بود و
 او را محافظت خواهی کرد .
 
پس چرا در مشکل ترین لحظات زندگیم ، فقط جای پای یک نفر وجود دارد ، چرا مرا
در لحظاتی که به تو سخت نیاز داشتم تنها گذاشتی؟
خداوند لبخند زد و گفت : بنده عزیزم ! من هرگز تو را تنها نگذاشته ام .
زمانی هائی که تو در رنج و سختی بودی ، من تورا روی دستانم بلند کرده بودم تا به سلامتی
 از موانع عبور کنی
 
از کتاب نشان لیاقت عشق
mdl.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 2:56 PM  توسط mdl  | 

 

more pictures

mdl..

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 2:29 PM  توسط mdl  | 

And The God Created The Woman

 و خداوند زن را آفريد

God created Woman out of the left side of man

 
خداوند زن را از پهلوي چپ مرد آفريد
 
not from his head to be above him
 
نه از سر او تا بر او مسلط گردد
 
not from his foot to be trampled by him
 
نه از پاي او تا لگد كوب اميال او گردد
 
but from his side to be equal with him
 
بلكه از پهلوي او تا برابر او باشد
 
and from under his arm to be supported by him
 
و از زير بازوي او تا در حمايت او باشد
 
and from nearest to his heart
 
و از نزديكترين نقطه به قلب او
 
to be loved by him.
 
تا مورد عشق او باشد
  ترجمه و تنظيم دكتر الهي قمشه اي                              anonymous
mdl.                                                                                           
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 9:31 AM  توسط mdl  | 

دانشجو در ملل مختلف
 
 
ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!nerd
 

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
 

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!love struck
 

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!hiro
 

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!not worthy
 

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! (مرگ بر  ا س ر ا ئـ ى ل angry)
 

گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه  بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!silly
 

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!time out - New!
 

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!hypnotized
 

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!devil
 

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!d'oh
 

ایران: عاشق تخم مرغ استapplause! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد!  معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کندparty!  عاشق عبارت « خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاسbig grin! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گویدdon't tell anyone! او سه سوته عاشق می شودdrooling! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!
mdl
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 8:4 PM  توسط mdl  | 

از خدا خواستم
...
از خدا خواستم تا دردهايم را از من بگيرد

 
خدا گفت: نه
رها کردن کار توست. تو بايد از آنها دست بکش.
از خدا خواستم تا شکيبايي ام بخشد

 
خدا گفت: نه
شکيبايي زاده رنج و سختي است.
شکيبايي بخشيدني نيست، به دست آوردني است.
 
از خدا خواستم تا خوشي و سعادتم بخشد

 
خدا گفت: نه
من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوري

از خدا خواستم تا از رنج هايم بکاهد

 
خدا گفت: نه
رنج و سختي ، تو را از دنيا دورتر و دورتر، و به من نزديکتر و نزديکتر مي کند.
 
از خدا خواستم تا روحم را تعالي بخشد

 
خدا گفت: نه
بايسته آن است که تو خود سر برآوري و ببالي اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و
پر ثمر شوي

 
من هر چيزي را که به گمانم در زندگي لذت مي آفريند از خدا خواستم
 و باز گفت: نه
من به تو زندگي خواهم داد، تا تو خود از هر چيزي لذتي به کف آري.

 
از خدا خواستم ياري ام دهد تا ديگران را دوست
بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند

و خدا گفت: آه، سرانجام چيزي خواستي تا من اجابت کنم .
      mdl .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 7:32 PM  توسط mdl  | 

اینم تلفن شرکت مایکروسافت در دبی که البته امیدوارم درست باشه.

البته آدرس سایتی که شماره تلفن رو از اونجا پیدا کردم گذاشتم شاید

بهتون کمک کنه.

97143917112

http://www.microsoft.com/services/microsoftservices/srv_MTCDubai.mspx

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 0:52 AM  توسط mdl  | 

mdl

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 6:30 PM  توسط mdl  | 

30 قانون جهانی موفقیت
 
قانون انگيزه:
هر چه مي گوييد يا انجام مي دهيد از تمايلات دروني، خواسته هاي شما سرچشمه مي گيرد. پس براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه ها را مشخص كرد تا با يك برنامه ريزي اصولي به هدف رسيد.

قانون انتظار:
اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چيزي را در جهان پيرامونتان داشته باشيد آن چيز به وقوع مي پيوندد . شما هميشه هماهنگ با انتظارات تان عمل مي كنيد و اين انتظارات بر رفتار و چگونگي برخورد اطرافيانتان تأثير مي گذارد.

قانون تمركز:
هر چيزي را كه روي آن تمركز كرده و به آن فكر كنيد در زندگي واقعي، شكل گرفته و گسترش پيدا مي كند. بنابراين بايد فكر خود را بر چيزهايي متمركز كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.

قانون عادت:
حداقل 95 درصد از كارهايي كه انجام مي دهيم از روي عادت است. پس مي توانيم عادت هايي را كه موفقيت مان را تضمين مي كنند در خود پرورش دهيم؛ و تا هنگامي كه رفتار مورد نظر به صورت اتوماتيك و غير ارادي انجام نشود، تمرين و تكرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهيم.
 
قانون انتخاب:
زندگي ما نتيجه انتخاب هاي ما تا اين لحظه است. چون هميشه در انتخاب افكار خود آزاد هستيم، كنترل كامل زندگي و تمامي آن چه برايمان اتفاق مي افتد در دست خودمان است.

قانون تفكر مثبت:
براي رسيدن به موفقيت و شادي، تفكر مثبت امري ضروري است. شيوه تفكر شما نشان دهنده ي ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.

قانون تغيير:
تغيير ، غير قابل اجتناب است و ما بايد استاد تغيير باشيم نه قرباني آن.

قانون كنترل:
سلامتي ، شادي و عملكرد درست از طريق كنترل كامل افكار، اعمال و شرايط پيرامونمان به وجود مي آيد.

قانون مسؤوليت:
هر چه و هر كجا كه هستيد به خاطر آن است كه خودتان اين طور خواسته ايد. مسووليت كامل آن چه كه هستيد ، آن چه كه به دست آورده ايد و آن چه كه خواهيد شد بر عهده خود شماست.

قانون پاداش:
عالم در نظم كامل به سر مي برد و ما پاداش كامل اعمالمان را مي گيريم. هميشه از همان دست كه مي دهيم از همان دست مي گيريم. اگر از عالم بيشتر دريافت مي كنيد به اين دليل است كه بيشتر مي بخشيد.

قانون خدمت :
پاداش هايي را كه در زندگي مي گيريد با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد. هر چه بيشتر براي بهبود زندگي و سعادت ديگران كار كنيد و توانايي هاي خود را افزايش دهيد، در عرصه هاي مختلف زندگي خود بيشتر پيشرفت مي كنيد.

قانون علت و معلول:
هر چه به دليلي رخ مي دهد. براي هر علتي معلولي است و براي هر معلولي علت يا علت هاي به خصوصي وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد. چيزي به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگي هر كاري را كه بخواهيد مي توانيد انجام دهيد به شرط آن كه تصميم بگيريد كه دقيقاً چه مي خواهيد و سپس عمل كنيد.

قانون ذهن:
شما تبديل به همان چيزي مي شويد كه درباره آن بيشتر فكر مي كنيد. پس هميشه درباره چيزهايي فكر كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.

قانون عينيت يافتن ذهنيات:
دنياي پيرامون شما تجلي فيزيكي دنياي درون شماست. كار اصلي شما در زندگي اين است كه زندگي مورد علاقه خود را در درون خود خلق كنيد. زندگي ايده آل خود را با تمام جزييات آن مجسم كنيد و اين تصوير ذهني را تا زماني كه در دنياي پيرامون شما تحقق پيدا كند حفظ كنيد.

قانون رابطه مستقيم:
زندگي بيروني شما بازتاب زندگي دروني شماست. بين طرز تفكر و احساسات دروني شما ، و عملكرد و تجارب بيروني تان رابطه مستقيم وجود دارد. روابط اجتماعي ، وضعيت جسماني شرايط مالي و موفيت هاي شما بازتاب دنياي دروني شماست.
قانون باور:
هر چيزي را كه عميقاً باور داشته باشيد به واقعيت تبديل مي شود. شما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چيزي را مي بينيد كه قبلاً به عنوان باور انتخاب كرده ايد. پس بايد باورهاي محدود كننده اي را كه مانع موفقيت شما هستند شناسايي كنيد و آن ها را از بين ببريد.

قانون ارزش ها:
نحوه عملكرد شما هميشه با زير بنايي ترين ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آن چه كه
ارزش هايي را كه واقعاً به آن اعتقاد داريد بيان مي كند ادعاهاي شما نيست بلكه گفته ها، اعمال و انتخاب هاي شما به ويژه در هنگام ناراحتي و عصبانيت است.

قانون تأثير تلاش:
همه اميد ها، روياها، هدف ها و آرمان هاي ما در گرو سخت كوشي است. هر چه بيشتر تلاش كنيم؛ موفقيت بيشتري كسب خواهيم كرد.

قانون آمادگي :
در هر حوزه اي موفق ترين افراد ، آن هايي هستند كه وقت بيشتري را صرف كسب آمادگي براي انجام كارها مي كنند. عملكرد خوب نتيجه آمادگي كامل است.

قانون حد توانايي :
شايد براي انجام همه كارها وقت كافي وجود نداشته باشد ولي هميشه براي انجام مهم ترين كارها وقت كافي هست. هر چه بيشتر كار كنيم كارايي بيشتري پيدا مي كنيم. اما بايد اموري را بر عهده بگيريم كه در حد توانمان باشد.

قانون تصميم:
مصمم بودن از ويژگي هاي اساسي افراد موفق است. در زندگي هر جهشي در جهت پيشرفت هنگامي حاصل مي شود كه در موردي تصميم روشني گرفته باشيم.

قانون خلاقيت:
ذهن ما مي تواند به هر چيزي كه باور داشته باشد دست يابد . هر نوع پيشرفتي در زندگي با يك ايده آغاز مي شود و چون توانايي ما در خلق ايده هاي جديد نامحدود است آينده نيز محدوديتي نخواهد داشت.

قانون استقامت:
معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابر سختي ها، شكست ها و نااميدي هاست . استقامت ويژگي اساسي موفقيت است . اگر به اندازه كافي استقامت كنيم، طبيعتاً سرانجام موفق خواهيم شد.

قانون صداقت:
خوشبختي زماني به سراغ ما مي آيد كه تصميم بگيريم هماهنگ با والاترين ارزش ها و عميق ترين اعتقادات خود زندگي كنيم. همواره بايد با آن بهترين بهترين ها كه در درون مان وجود دارد صادق باشيم.

قانون انعطاف پذيري:
در تعيين اهداف خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دست يابي به آن ها انعطاف پذير باشيد. درعصر تحولات سريع و رقابت شديد، انعطاف پذيري از ضروريات است.

قانون خوشبختي:
كيفيت زندگي ما را احساسمان در هر لحظه تعيين مي كند واحساس ما را تفسير خودمان از وقايع پيرامونمان مشخص مي سازد، نه خود وقايع. هرگز براي اين كه تجربه خوشي از دوران كودكي داشته باشيد دير نيست. كافي است گذشته را مرور كنيد و روشي را كه براي تفسير تجربيات خود داشته ايد تغيير دهيد.

قانون تعجيل :
ما همواره دوست داريم كه هر چه زودتر به آرزوهايمان برسيم، به هميت دليل است كه در تمام عرصه هاي زندگي بي قراريم.

قانون فرصت:
بهترين فرصت ها اغلب در معمولي ترين موقعيت هاي زندگي مان به وجود مي آيد. پس بزرگترين فرصت ها به احتمال زياد هميشه در دسترس ماست.

قانون خود شكوفائي:
شما مي توانيد هر چه را كه براي رسيدن به اهداف تعيين شده خود به آن نياز داريد بياموزيد. آن هايي كه مي آموزند توانا هستند.

قانون بخشندگي :
هر چه بيشتر ، بدون انتظار پاداش به ديگران خدمت كنيد خير و نيكي بيشتري به شما مي رسد، آن هم از جاهايي كه اصلاً انتظار نداريد. شما تنها در صورتي حقيقتاً خوشبخت خواهيد شد كه احساس كنيد به دليل خدمت به ديگران انسان با ارزشي هستيد
 
mdl
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 0:52 AM  توسط mdl  | 

  چقدر خوردم

                    \\\///
                   /         \  
                   | \\   // |  
                 ( | (.) (.) |)
-----------o00o--(_)--o00o------------------

بقیه رو تو این آدرس ببینین

 

 

 http://mohsen.dl.googlepages.com/fingers

 

-----------ooo0------------------------------
             (   )     0ooo
              \ (      (   )  
              \_)      ) /
                      (_/

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 8:29 PM  توسط mdl  | 

دوران قبل از دانشگاه = حسرت

قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6میليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
استاد دانشگاه = گاو
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين

 

mdl

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 6:27 PM  توسط mdl  |