تبليغاتX
وبلاگ دانشجويان الکترونيك دانشگاه گيلان

تاریخچه  مختصری از CPU

 

در دهه 1940، cpu با استفاده از لامپ های خلا ساخته می شد . لامپ خلا حجیم و

 مصرف الکتریسیته زیادی داشت . مثلا اولین کامپیوتر دیجیتال با مقیاس یزرگ ، ENIAC ،

 130 هزار وات توان مصرفی همراه با 1500 فوت مربع فضا لازم داشت .

 اختراع ترانزیستورها تمام این موارد را تغییر داد . در دهه 1950 ، ترانزیستورها جایگزین

 لامپ ها در کامپیوتر ها شدند . سپس در 1959 اولین مدار مجتمع(IC) اختراع شد . این اختراع

موجب حرکتی گردید  که بسیاری از مردم آن را انقلاب دوم صنعتی می نامند . در دهه 1960

 استفاده ازIC در ساخت مدارات cpu معمول شد ، تا اینکه در سال 1970 تمام cpu  در یک

تراشه IC  قرار گرفت .اولین CPU  قابل کار در تراشه به وسیله شرکت INTEL  در سال 1971

صورت گرفت .CPU  را ریز پردازنده نام نهادند . اولین ریز پردازنده 4004 دارای گذر گاه  داده 4 بیت بود

  و از 2300 ترانزیستور تشکیل میشد . در آغاز این وسیله برای یک ماشین حساب دستی طراحی

 شده بود ولی به زودی در کنترل کننده های چراغ های ترافیک نیز استفاده شد . پیشرفت در

ساخت IC  در دهه 1970، موجب طراحی ریز پردارزنده هایی با گذر گاه  داده 8 بیتی و گذرگاه

 آدرس 16 بیتی گردید . تا اواخر دهه 1970 ،85/8080 اینتل یکی از پر مصرف ترین ریز پردازنده ها

 بود ، و در هر وسیله ای از اجاقهای ماکرو ویو گرفته تا کامپیوتر های مورد استفاده

  در خانه دیده میشد .در این هنگام کمپانی های  دیگر بسیاری در این رقابت برای ساخت

 ریز پردازندهای سریعتر و بهتر وارد شدند .مهمترین آنها، شرکت موتورولابا ریز پردازنده های

 6800 و68000 بود. کامپیوترهای Macintosh sُApple از ریز پردازنده های 68000 استفاده می کرد .

 

 CISC در مقایسه با RISC

تا اوایل دهه 1980 ، همه CPU ها ، چه تک تراشه ای یا تمام بورد ،فلسفه CISC( کامپیوتر

 همراه با دستور العمل های پیچیده ) را در طراحی به کار می بردند . CISC به CPU هایی گفته

 می شود که در آن صد ها دستورالعمل برای کارهای ممکن طراحی شده اند. طراحی cpu  ها

با تعداد زیادی دستور العمل  نه تنها صد ها هزارترانزیستور را به کار می برد ، بلکه خود طراحی

 را نیز بسیار پیچیده ، وقت گیر و گران می نمود . در اوایل دهه 1980، فلسفه جدید در طراحی CPU  

بنام RISC ( کامپیوتر با مجموعه دستورات کم ) به کار رفت . حامیان RISC  مدعی بودند که هیچ

 کس همه دستورات حک شده در حافظه CPU های نوع CISC  را به کار نمی برد . چرا با کاهش

 دستور العمل ها از صدها به حدود 40، آنها را کاراتر نکنیم ، و تمام ترانزیستورهای باقی مانده را

 برای بالا بردن توان CPU به کار نگیریم. گر چه مفهوم RISC در دهه 1970 در IBM  مطرح شد ، ولی

 اولین ریز پردازنده RISC قابل کار تراشه ای به وسیله گروهی از محققان در دانشگاه کالیفرنیا

 در برکلی و در سال 1980 ساخته شد .

امروزه فلسفه طراحی RISC  از مرز یک آزمایش محدود برای آزماشگاه های تحقیقاتی فراتر

 رفته است . تا اوخر دهه 1980، بسیاری از کمپانی هایی که CPU  های جدید  طراحی می کردند

 ( تک تراشه ای یا تمام برد ) از فلسفه خانواده80x86 ( 8086، 8088، 80286، 80386 ،80486 ،

80586 و... ) و خانواده 680x0(68000 ، 68010 ، 68020، 68030، 68040 ، 68050و ....)

استفاده  میکردند .80x86  بدلیل وجود حجم زیاد تولیدات IBM PC و کامپیوترهای  سازگار با آنها

 تداوم خواهد داشت و Apple Macilntosh  نیز ریزپردازنده های  680x0 را تداوم خواهد بخشید .

 

mdl.

هاتف دستت درد نکنه خیلی عالیه.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 11:29 PM  توسط mdl  | 

سلام - اگر به نكات زير توجه كنيد هرگز از طريق ايميل كامپيوتر شما آلوده به ويروس نخواهد شد.

1.هيچ گاه فال هايي كه بصورت aplication يا exe هستند را باز نكنيد
براي مطمعن شدن اول فايل ضميمه شده به نامه را دانلود كنيد بعد از اينكه روي كامپوتر شما قرار گرفت نشانگر موس را چند لحضه روي آن نگه داريد اگر نوشته شد  .exe يا aplication  - آن فايل را پاك كنيد و هرگز روي آن دبل كليك نكنيد.
 
-2 گول ظاهر را نخوريد گاهي اوقات بعضي ها- اين نوع فايل ها را بصورت text يا doc در ميآورند
اگر بعد از دانلود آن فايل ها روي كامپيوتر پسوند .text را ديديد بدانيد كه اين خودش خيلي تابلو است ! چون در ويندوز فايل ها يي كه با برنامه ي خاصي باز ميشوند هيچ گاه با پسوند نمايش داده نميشوند.
-3 در يك كلام بايد بگويم فقط فايل هاي بصورت aplication  يا exe را باز نكنيد همين! - 
 مطمعن باشيد هيچ وقت مشكلي نخواهيد داشت
 
هاتف
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 7:26 PM  توسط همکلاسی  | 

یک جریان متناوب (AC ) جریان الکتریکی است که در آن اندازه جریان به صورت چرخه‌ای تغییر می‌کند، بر خلاف جریان مستقیم که در آن اندازه جریان مقدار ثابتی می‌ماند. شکل موج معمول یک مدار AC عموما یک موج سینوسی کامل است، چرا که این شکل موج منجر به انتقال انرژی به موثرترین صورت می‌شود. اما به هر حال در کاربردهای خاص ، شکل موجهای متفاوتی نظیر مثلثی یا مربعی نیز استفاده می‌شود.




تاریخچه

توان الکتریکی با جریان متناوب ، نوعی از انرژی الکتریکی است که برای تغذیه تجاری الکتریسیته به عنوان توان الکتریکی ، از جریان متناوب استفاده می‌کند. ویلیام استنلی جی آر کسی است که یکی از اولین سیم پیچهای عملی را برای تولید جریان متناوب طراحی کرد. طراحی وی یک صورت ابتدایی ترانسفورماتور مدرن بود که یک سیم پیچ القایی نامیده می‌شد. از سال 1881م تا 1889م سیستمی که امروزه استفاده می‌شود، توسط نیکلا تسلا ، جرج وستینگهاوس ، لوییسین گاولارد ، جان گیبس و الیور شالنجر طراحی شد.

سیستمی که توماس ادیسون برای اولین بار برای توزیع تجاری الکتریسیته بکار برد، به دلیل استفاده از جریان مستقیم محدودیتهایی داشت که در این سیستم برطرف شد. اولین انتقال جریان متناوب در طول فواصل بلند در سال 1891م نزدیک تلورید کلورادو اتفاق افتاد که چند ماه بعد در آلمان ادامه پیدا کرد. توماس ادیسون به علت اینکه حقوق انحصاری اختراعات متعددی را در فن آوری جریان مستقیم «DC» داشت، استفاده از جریان مستقیم را به شدت حمایت می‌کرد، اما در نهایت جریان متناوب به عرصه استفاده عمومی آمد. چارلز پروتیوس استینمتز از جنرال الکتریک بسیاری از مشکلات مرتبط با تولید الکتریسیته و انتقال آن را با استفاده از جریان متناوب حل کرد.



تصویر




 

 

هاتف

منبعhttp://www.rlc.blogfa.com/
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 7:26 PM  توسط همکلاسی  | 

تست1
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:46 PM  توسط الکترون  | 

همانطور كه ميبينيد قالب وبلاگ و عوض كردم تا كمي سريع تر بشه !
چون مدتي بود كه همه از سنگين شدن وبلاگ شكايت ميكردند
از روي كد جاواي قالب قبلي هم كپي برداشتم
اگه قالب جديد نظرتون رو جلب نكرد - قالب قبلي رو دوباره قرار ميدم.
نظارتون رو هم براي خودتون نگه دارين چون هيچ انتقادي پذيرفته نميشه!!
فعلا دستو بالمون خاليه
دانشگاه هم كه خيلي كمك ميكنه - پشتيباني ميكنه - عمرا به دانشجو جماعت كمك كنه!
خوب- روزگاره ديگه - فعلا بايد هرجور شده خودمون از پس اين رسالت بزرگ يعني سركار گذاشتن خواننده ها
با چرند نويسي بر بياييم تا ببينيم خداوند سبحان چي ميذاره جلوي پاي ما!
شايد يه روز پولدار شديمو يه سايت زديم و از اين بي سايتگي(بي خانماني) در اومديم.
شايد هم سايت ما تونست با
Google رقابت كنه (ها ها ها ... نخندين لطفا)
اون موقعي كه بيل گيتس ميخواست با
IBM رقابت كنه هم همه به اون خنديدن !
اما بچه هاي برق شبانه اي نشون دادن كه ميشه اين كارو كرد و مشت محكمي توي دهن
IBM زدن!
بله چرا نشه - خوب هم ميشه از همه ي دنيا پيشي گرفت --
اگه باورتون نميشه به دانشگاه گيلان بياين تا نشونتون بديم!!
فعلا ديگه حوصله ندارم - خدا حافظ تا پست بعدي.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:46 PM  توسط همکلاسی  | 

تست1
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:45 PM  توسط الکترون  | 

تست1
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:45 PM  توسط الکترون  | 

تست1
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:45 PM  توسط الکترون  | 

تست1
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:45 PM  توسط الکترون  | 

سه آمریکایی و سه ایرانی

 

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در

 یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی ه

ر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی

 ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها

 گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت

می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین

 شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت

 و در را روی خودشان قفل کردند.

بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در

 توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از

 لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه

کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به

این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.

 

بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان

کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم

برای خودشان پس انداز کنند.

وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط

 خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ

 بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می

خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت:

صبر کن تا نشانت بدهم.

سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی

رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی

 آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت

قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی

توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!

وهمچنین می توانیدبا کلیک روی لینک زیر به وبلاگ

شخصی من رفته مطلب جالب تری مطالعه بفرمایید !!!  

باهوتاهو (امکان ثبت تصاوير زندگي هر انسان از تولد

تا مرگ(یک مطلب نجومی ))

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 3:14 PM  توسط علي  | 

http://deldjoo.persiangig.com/Elecrtical%20Circuits1/Problem%20Set%201.pdf

دانشکده فنی گیلان (استاد:بهمن زنج)

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 6:23 AM  توسط همکلاسی  | 

 

سلام به همه ی بچه های پاک و مومن :

به بهانه حلول ماه مبارک رمضان

رمضان آمده است و عطر آسمانى سحرهاى رمضان، عشق را در

 كالبد خسته عاشقان و عارفان جارى كرده است . خدايا! دوباره زمزمه

« يارب، يارب ‏» سحرگاهان، شور خاصى در خانه مترو ك دلم جارى مى‏كند

 و ترنم « اللهم انى افتتح الثناء بحمدك‏» ، همه تشنگان جام وصلت را

بى‏قراركرده است.
من در ميان سيل اشك عشاق، دست‏هاى بى‏پناهم را به سوى آسمان بر

 مى‏دارم و ديده بر افق مى‏دوزم . لب باز مى‏كنم تا بگويم، اما بغضى

 سنگين راه گلويم را مسدود مى‏كند و اشك در خانه چشمانم حلقه مى‏زند .
با روحى سرگردان و جسمى فرتوت، به سوى تو آمده‏ام و دست نياز به سوى

تو دراز كرده‏ام كه جز تو دست‏ آويزى ندارم .
خداى من!
آمده‏ام تا قلب سياه شده‏ام را با نور كبريايى‏ات جلا بدهى و سياهى را

از آن پاك كنى .
آمده‏ام تا كوير لم يزرع دلم را با باران رحمت الهى‏ات به گلستانى از شور و

عشق، و شوق و طراوت تبديل سازى . آن ندا به من مى‏گويد: درد را

بايد گفت ... حرف را بايد زد. و من آمده‏ام تا دردهايم را برايت‏بگويم،

 كه تو خود گفتى:صدباراگرتوبه شكستى،بازآ !
آمده‏ام و كوله بار سنگين گناهم را بر درب خانه‏ات نهاده‏ام كه تو مرا از گرداب

آلودگى نجات بخشى كه من « در كلبه حقيرم چيزى دارم كه تو در بارگاه

 كبريايى‏ات ندارى من چون تويى را دارم و تو چون خود را ندارى! .»
آمده‏ام تا سينه‏ام را كه آينه‏اى است‏ با غبارى از غم و اندوه، پاك كنى .
آمده‏ام، چرا كه آشيان تهى دست مرا مرغ دستان تو پر مى‏سازد ...
آمده‏ام، چرا كه هيچ كس جز تو لايق دل بستن نيست،كه همه فانى‏اند و تو باقى!
آمده‏ام، چرا كه حالا دريافتم، دل هر كس دل نيست . 
آمده‏ام، چرا كه كودك قلب من، اين قصه شاد از لبان تو شنيد:

 مى‏توان به درون اين مزرعه خشك و تهى بذرى ريخت . مى‏توان از ميان

 فاصله‏ها را برداشت . دل من با دل تو هر دو بيزار از اين فاصله‏هاست . 
آرى به حقيقت منم آن نيازمندى كه به تو نياز دارم . اگر از تو باز دارم،

به كه ندا به من مى‏گويد: باز كن پنجره را، صبح دميد . و من پنجره شهر

 دلم را باز مى‏كنم و شميم خوش و دلنواز يادت را به اتاق تاريك دلم

 مى‏فرستم . خانه سياه شده قلبم، نفسى تازه مى‏كشد و دست‏هاى

 بى‏پناهم آرام آرام بالا مى‏آيد و لبانم به نام تو متبرك مى‏شود .

نامت را تكرار مى‏كنم و هر بار كه نامت را زير لب تكرار مى‏كنم،

لبانم به لبخندى گشوده مى‏شود و جانى تازه مى‏گيرد! ندا فرياد

 بر مى‏آورد « الا بذكرالله تطمئن القلوب‏» و قلب من آرامش مى‏يابد!
وجودم آرامشى يافت كه تا به حال نچشيده بودم . خداى من! در دلم

شوق تو، اكنون به نياز آمده‏ام .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 9:11 AM  توسط علي  | 

 




سلام




 




من چند تا عکس از دکتر زنج داشتم که چون حجمشون زیاد بود فقط همین یکی رو میذارم.




  



 



 



این یکی عکس هم که کلاس ما رو کاملا توصیف میکنه !



 



البته دور از جون بعضی ها !   




 







 




 




                                                            سجاد

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 0:3 AM  توسط همکلاسی